|
سوله با همت ما جاودانه است
|
آنچه از دستم بر میآید؛
این است ادای دین من، همراه همیشگی قوم قائدین!
به ارباب بزرگوارم حسین(ع)، بزرگترین اسوهی قائمین در طول تاریخ!
***
آنچه اکنون پیشرو دارید، روایتیست از زمینههای قیام عاشورا، متفاوت از آنچه تا کنون شنیدهاید؛ از زبان بزرگ شهید مظلوم انقلاب اسلامی، سید محمد حسین حسینی بهشتی(س).
.
مرد آن است که بتواند میان آنچه پیرامون «تکلیفمحوری» و «نتیجهمحوری» پیش از این در وبلاگ صراط گفتم، با آنچه در زیر میآید جمع کند!
سخنرانی، کمی طولانیست؛ هرچه سعی کردم کمی خلاصهاش کنم، نشد! مطلب در کمال هنر و ایجاز بیان شده است، اما حقیقت نهفته در پس پردهی الفاظ در آن، آنچنان بلند است، که اگر حوصلهی خواندن مطلب را ندارید، لابد ظرفیت درک حقیقت آن را نداشتهاید! باشد که این حقایق در نزد اهلش باقی بماند.
***
متن کامل سخنرانی را میتوانید در ادامه مطلب ببینید.
***
فایل صوتی این سخنرانی را از اینجا دریافت کنید.
متن تایپ شدهی این سخنرانی را از اینجا دریافت کنید.
و در آخر، زحمت پیادهسازی این سخنرانی را برادر «حسن حسنخانی» کشیدهاند، برای توفیق روزافزون ایشان صلوات!
دم آقا رسول گرم!
همین.
.
.
بقیه رو هم من نمیشناسم. دوستان معرفی بفرمایند.
ظاهراً هوا خیلی سرد بوده! مثل این روزهای تهران. از کلاه آقا رسول اینطوری برمیآد.
به نظرتون اینجا کجاست؟
دوستان در قدیمالایام مجردی کوهنوردی میفرمودند.
خوب لابد الان هم متأهلی!
حالا اینکه این عکسها مربوط به چه برنامهای بوده، خود دوستان اعتراف کنن و اینکه چرا اینقدر کمن! جمعهای دو سه نفری از علم و صنعتیها، آن هم در این سطح از بُزن! جای نگرانی و تأمل جدی داره، مخصوصاً برای سربازان گمنام امام زمان(ع)؛ معلوم نیست باز هم قراره کی و کجا هوا بشه!
و حالا اینکه این عکسها پیش من چه کار میکنه، بماند!
.
حضرت اعتمادیان، چفیه به سر و البته فلاکس چای به دست!
داش میثم هم که انگار نه انگار هوا سرده، کتش رو انداخته رو دوشش! احتمالاً به نیت جهادی رفته
غدیر عید امامت و ولایت، عید برادری و اخوت میان دوستان و محبان اهل بیت است. غدیر، یادآور بیعت جاویدان امت حزب الله با امام دلها و جانها است.

سعید توتونچی که معرف دوستان هست؟ هر کی هم نمی شناختش با اون کنگره ای ! که برای پدر شهید خدا بیامرزش برگزار کرد معروف شد . هر چند که خودش را اهل سوله نمی دانست ولی همیشه برای رفع خستگی و تازه کردن نفس سر راهش یک سری به سوله می زد.
البته ایشان یک عملکرد درخشان در همان اوایل راه افتادن سوله از خودش برای همیشه تاریخ به جا گذاشت و با فرماندهی یک تیم خاص متشکل از بچه های عمران از جمله مهدی عسگری و پاشاظهری و .... (دقیقا اسم همشون یادم نیست کسانی که یادشون هست کامنت بذارن تا این قهرمانان! عزیز برای همه شناخته شوند) همه تلاش خودش را بکار گرفت تا اولین اردوی بسیج که مدیریتش به یکی از خواهران سپرده شده بود(اردوی تبریز) به شکست بیانجامد که البته با وجود همه تلاشهای حاج رضا احمدی و حسین ملکی و مهدی آشتیانی برای جلوگیری از این اتفاق تلخ ظاهرا سعید توتونچی و باندش بخاطر اخلاصی ! که داشتن در کارشون موفق شدن.
کسانی که در این قضیه شک دارن می توانند اصل مساله را از دکتر احمدی نژاد و حسین یکتا که در اون اردو بودند بپرسند!
البته باید یک حقیقت تلخ نیز اینجا افشا بشود که عملیات خرابکارانه سعید توتونچی و همکاران شریفش با فتوا و مجوز سید احمد فاضلی که نقش مرجع تقلید و پدر مقدس جمع را ایفا می کرد انجام شده بود