تبليغاتX
سوله بسيج دانشگاه علم وصنعت ايران
سوله با همت ما جاودانه است

 

این عكس مربوط به عروسیم (چهارماه  پیش) است:

 

                           رضا شهبازی، وحید خاوئی، آقای ابوالحسنی، خودم و مصطفی (دست روح الله هم که معلومه!)

 

نفر وسط، حاج آقای ابوالحسنی است. سال­های 80 تا 82 هفته­ای یكبار می­آمدند بسیج و كلاس­های مختلفی را برگزار می­كردند. اوايل سال 81، كلاس­ها در سوله بود،‌ بعد از مدتی، مدیریت وقت دانشگاه از ورود حاج آقا جلوگیری كرد و می­گفت دیگر بسیج حق آوردن كسی به دانشگاه را ندارد. وحید هم با بچه­های بسیج مسجد وحدت صحبت كرده بود و ما می­رفتیم طبقه فوقانی مسجد و كلاس آنجا برگزار می­شد. البته اين قصه مسبوق به سابقه بود. ظاهرا سال 80 كه من هنوز دانشگاه نيامده بودم، يك بار به خاطر اینکه مدیریت گفته بود کسی را راه ندهند،كلاس در ماشين حاج آقا برگزار شده بود!

 

هر از چندگاهی بعد از كلاس، با حاج­آقا درباره بعضی مسائل صحبت و مشورت می­كردیم. یك بار هم بعد از كلاس، حاج­آقا چهار نفری را كه درعكس می­بینید سوار ماشینشان كردند و رفتیم سمت اوشان فشم. چند نان بربری، پنیر و چایی، عصرانه­ای كه خیلی چسبید.

 

 

 

***

 

فردی كه دستش درعكس افتاده، روح­الله حدادی است كه بنابر عادت دیرینه در حال عكاسی است. یكی از عادات روح­الله این بود كه تمام مدت دوربین به دست راه می­افتاد توی دانشگاه و از ملت عكس و فیلم می­گرفت! بیشتر سوژه­هاش هم بچه­های انجمن بودند. بندگان خدا بال­بال می­زدند كه برای چی فیلم می­گیری؟! و یا داد و بیداد می­كردند كه از ما عكس نگیر ولی آقا روح­الله كار خودش را می­كرد.

 

یك روز، به خاطر حكم اعدام آقاجری، انجمن جلوی در انجمن اسلامی تجمع گذاشته بودند. دبیر وقت انجمن (پهلوان نصیر) داشت برای چهل نفری كه جمع شده بودند صحبت می­كرد. روح­الله هم داشت مثل همیشه فیلم می­گرفت! پهلوان نصیر شروع كرد داد و بیداد كردن كه فقط حراست حق فیلم گرفتن دارد و دوربینت را جمع كن. روح­الله هم كه كافیه بهش بگی یك كاری را نكن، مطمئن باش انجام می­ده! كار داشت به جاهای باریك می­كشید. من كنار رضا شهبازی جلوی ساختمان ریاست بودم كه رضا (نفر سمت راست و مسئول وقت بسیج) گفت برو به روح­الله بگو «رضا گفته فیلم نگیر».

تنها كسی كه روح­الله ازش حساب می­برد رضا بود. هر موقع حرف گوش نمی­كرد كافی بود بگی «رضا گفته»، مثل پسر خوب حرفت را قبول می­كرد. بالاخره به بركت جمله كلیدی «رضا گفته»، آقا روح­الله بیخیال شد.

 

 

چند روز بعد داشتم می­آمدم سوله، دیدم پهلوان نصیر جلوی در سوله ایستاده و داره با رضا صحبت می­كنه. بعد از نیم ساعت رضا آمد توی سوله.

- رضا! طرف چی می­گفت؟

- (باخنده) می­گه مواظب این پسره، حدادی، باشید. این اطلاعاتیه برای همینه همش از ما فیلم می­گیره. مواظب باشید اطلاعاتتان را بیرون نبره. من رو وقتی دستگیر كرده بودند توی وزارت اطلاعات دیده بودمش.

 

به نظر شما چرا روح­الله همیشه از ملت عكس و فیلم می­گیره؟!


 

۱) عید همه رفقا مبارک. انشا الله که سال خوبی داشته باشید.

 

۲) دو تا عکس دیگر هم می توانید در ادامه مطلب ببینید. بقیه عکسها را هم شاید بعدا بگذارم.

 

۳) این آخرین پست سال ۸۶ بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 15:14  توسط هادی سلیمانی  | 

نویسنده: مقداد همتی (ذیغارنشین) 

بسم الله

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین ...

السلام علی الشهدا الذین بذلوا مهجم دون الحسین ..

سلام علیکم طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم و یا لیتنی کنا معکم ..

سلام بر همه شما در روزگار غربت به ندای غریبانه و مظلومانه روح الله جواب دادید ....

آآآآآآآآآآآآآآی شهدا برای چه می آیید ..

برای چه اجازه می دهید شماها را پیدا کنند .. که عادت زندگی سگی که بهش عادت کردم را بهم می ریزید .. مگر نمیدانید که راه من با راه شما خیلی فرق کرده ... نوع مدل تفکر با نوع مدل تفکر شما فرق کرده .. ای کاش نمی آمدید .. ای کاش سر نمی زدید به ما .. ای کاش این طرفها پیدایتان نمی شد .. جسارت می کنم .. نه..!؟

 

آآآآآآآآآآآآی مسولین محترم دانشگاه .. نماینده محترم ولی فقیه .. ریاست بسیج دانشجویی ..!!

ای کاش شهید دفن نمی کردید .. تا قبل از مراسم که نمی شد به شما گفت .. چون می گفتید احتمالاً این آقا قاطی کرده .. یا اینکه در مخالفت مسیر عمومی نظام دارد صحبت می کند .. ای کاش دفن نمی کردید .. چرا ..؟؟ برای اینکه تا قبلش دانشگاه یه روندی داشت ... کسی بهتان کاری نداشت .. اما از امروز که شهید دفن کردید .. همین شهدا یقه شما را خواهند گرفت ..

تا همین دیروز ... در همین دانشگاه می خواستید مراسم دختر برگزیده را برگزار کنید .. یادتان که نرفته ..و اگر نبود برکت شیر مردانی مثل رییس جمهور محترم  .. تو اون مقطع که گفت حاضرم شهید بشوم تا جلوی این مسخره بازی شما رو بگیرم .. اون مسیر کماکان ادامه پیدا می کند ..

 

===================================

پی نوشت: ای کاش اقا مقداد این مطلب زیبا را خودش در سوله قرار می داد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:1  توسط سوله نشین  | 

مطلب زیر را حسن قربانی برایم میل کرده. حسن دانشجوی ارشد رشته مخابرات ورودی سال ۸۲ بود که استاد پروژه اش هم دکتر بهشتی (صلوات!) بود. ۲۴ ساعت با هم بحث سیاسی می کردند هر از چندگاهی هم بحث علمی!
 
مطلب حسن:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
رمز جاودانگی سوله ی بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران، همانا جاودانگی بسیج مستضعفان و پابرهنگان است و آن به برکت وجود شاهدان و شهیدان گمنامی است که نام و نشان در بی نشانی گرفته اند.
 
آری برادر! به یاد آر زمانی را که در هنگامه حاکمیت غفلت زدگان، آن مسئول فرهنگی در جواب درخواست بودجه برای نام و یاد شهید، اظهار داشت که ما برای زندگان شما بودجه نداریم چه رسد به مردگان شما!
 
همانانی که وجود سوله ای با نام بسیج را برنتافتند. اما اینک چه زیبا آمدند این لاله های بر زمین افتاده ی کربلای ایران؛ باوقار، بزرگوارانه و عزتمندانه.
 
 الله اکبر! آمدند تا به ما قبرستان نشینان عادات سخیف نشان دهند که زندگان واقعی آنانند. آمدند و در جایگاه سوله ی بسیج آرمیدند تا نشان دهند که عزتمندان آستان ربوبی اند چرا که «ان العزة لله جمیعا».  به راستی آیا هنوز در زنده بودنشان شکی باقی مانده است؟
 
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین

این مطلب را برای این نیاوردم که احساسات لطیف دوستان را تحریک کنم بلکه گفتم به خیلی از دوستان که از این حرفها می زنند یا اس ام اس می زنند و ... یادآوری کنم که:

 آقا جان! شهدا در زمین سوله نیستند. احساسات خود را کنترل فرمایید  مزار شهدا بین سوله و فروشگاه کتاب است. اتفاق خاصی هم نیافتاده. سوله هم جاودانه نشده ....


البته دوستان حرف من را گوش نکردند. درست این بود که شهدا را در زمین سوله می گذاشتند بعد به عنوان یادمان، یک سوله رویش می زدند. حیف که گوش نکردند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 14:47  توسط هادی سلیمانی  | 

تا حالا مهمان شدن صاحب خانه در خانه خودش را ندیده بودم اما از هفته پیش وقتی پنج شهید عزیز را آوردند علم و صنعت تا مثلا به تعبیر برخی مهمان ابدی علم و صنعت باشند؛ تازه مطلب دستگیرم شد.

حقیقتش وقتی جمعیت عظیم علم و صنعتی هایی را که برای استقبال از شهدا آمده بودند دیدم اولش جا خوردم. اما کمی بعد تر مطلب را دانستم.

آن روز همه کسانی که از قدیم از زمان صادق بابایی/ احمد متوسلیان/ محمود شهبازی/ یوسف کابلی/ درولی/ حیدر خانی/ رسول خمینی/ مهدی هنردار و ...... در علم و صنعت امده بودند؛ درس خوانده بودند مبارزه کرده بودند و خلاصه بودند؛ حضور داشتند.

این یعنی اینکه به وسعت تاریخ با سابقه ترین دانشگاه ایران و به وسعت تاریخ مبارز پرورترین دانشگاه ایران به استقبال یادگاران اربعین آمده بودند.

همه آنها آمده بودند تا اثبات کنند علم صنعت ایران متعلق به شهداست و همه ما در این سالها میهمانان شهدا بوده ایم.

گریه آیت الله حمیدی در نمازی که بر پیکر شهدا خواند اشک همه ما را در آورد. و او هم که سالها پدر معنوی بچه های علم و صنعت ایران بود با اشکهایش سند علم و صنعت را به نام شهدا مهر کرد.

یکی از رفقای صادق بابایی جمله جالبی به من گفت:

«امروز علم و صنعت بیمه شد»

«من خیالم درباره علم و صنعت راحت شد»

«علم و صنعت تخمش هم سالم بود»

چه خوب می شود اگر برای اربعین شهدای علم و صنعت آقا به دانشگاه شهدا تشریف بیاورند.

دلمان می خواهد در کنار حرم شهدا/ و در کنار حضرت آقا برای شهدای اربعین گریه کنیم.

نوشته: روح اله حدادی میدانی معروف به ... دوران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 17:24  توسط سوله نشین  | 

ببینید سوله شهید چمران چگونه ابدی شده است؟

وعده دیدار و تجدید خاطرات و خطرات اعضای ادوار بسیج:

چهارشنبه ۲۲/۱۲/۱۳۸۶

بعد از نماز مغرب و عشا

مزار شهدای گمنام دانشگاه علم و صنعت ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 15:4  توسط وحید خاوئی  | 

کاروان­های راهیان نور کم­کم عازم مناطق عملیاتی جنوب می­شوند ...

و باز هم عکس­هایی ...

ایشان را می­شناسید؟

 

.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:28  توسط محمد مهدی همتی  | 



Iranians carry a flag draped coffin of a member of the armed-forces, in Tehran, Iran, Thursday, Feb. 28, 2008, during a funeral ceremony of five members of the armed-forces, who were killed during 1980-88 Iran-Iraq war, whose remains have been recently recovered.(AP Photo/Vahid Salemi)


مصطفی کرمی امروز در روزنامه ایران نوشت:
شهدا مظهر اتحاد ملى
 
 
 
 
بعد از مدت ها رفتم دانشگاه. چند سالى مى شد كه خيلى از بچه ها را نديده بودم. شايد بهانه اى مشترك نداشتيم كه دور هم جمع بشيم تا اين كه خبر آمد پنج شهيد گمنام اما بلندآوازه مى آيند تا در علم و صنعت آرام بگيرند. شهدايى كه معلوم نبود متعلق به كدام شهر و ديار هستند و پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و يا فرزندشان در كدام نقطه از اين كشور پهناور هنوز چشم انتظار رسيدن نسيمى و شنيدن خبرى از جگرگوشه هايشان هستند، اما آنچه مسلم بود، اين كه فرزندان ايران زمين و پاره هاى تن ملت ايران هستند و در راه دفاع و تعالى وطن سر باخته اند. به هر حال فرصت خوبى بود تا علاوه بر زيارت پيكر سروقامتان دفاع از مام وطن، ايران اسلامى، برخى بچه هاى قديمى را ببينم و شايد با تعدادى از ورودى جديدها آشنا شوم. بالاخره اربعين سيد و سالار شهيدان عليه السلام و اصحاب و ياران باوفايش فرارسيد و پيكرهاى ياران عاشورايى امام در ۱۴ قرن بعد با شكوه و استقبال دانشجويان، استادان، دانشگاهيان و اقشار مختلف مردم، پير و جوان و زن و مرد تا دانشگاه علم و صنعت تشييع و به خاك سپرده شد. دانشجوها همه آمده بودند. از همپيمانان و هم انديشان گرفته تا بچه هاى بسيج و مجمع حزب الله و دفاتر فرهنگى و انجمن علمى ها و كانون قرآن و عترت و كنگره شهدا. دليلش هم واضح و بارز بود: شهدا و فدائيان راه عزت، شرف، كيان و اقتدار و در يك كلمه «ايران اسلامى» وجه اشتراك همه هستند. بچه هايى كه زمانى و شايد حتى الآن با همديگر اختلاف نظر داشتيم و مخالف هم بوديم، در اربعين سال اتحاد ملى در كنار يكديگر تلاش مى كرديم تا به نحو احسن از شهدا آنها كه رفتند تا بمانيم و امروز آمدند تا ره گم نكنيم - استقبال شود، از آماده كردن قبور و ماشين هاى ويژه تشييع گرفته تا پذيرايى از ميهمانان شهدا، تك تك بچه ها از هم سبقت مى گرفتند. آن روز همه بچه هاى علم و صنعت، دانشجو و فارغ التحصيل در محضر شهدا همپيمان شدند تا با تأسى و پيروى از قرآن و عترت و بسيج علمى و فرهنگى از آرمان هاى فرزندان اين آب و خاك دفاع كنند و راه همه شهداى بلندآوازه ايران اسلامى را ادامه دهند.
و اما بعد. امروز همه گروه هاى سياسى با هر سليقه و تفكر - همانند شهدايى كه شايد هر كدام متعلق به گوشه اى از اين سرزمين بودند، اما همراه هم از عزت، شرف و كيان ايران دفاع كرده و پس از سال ها در كنار هم در دانشگاه علم و صنعت آرام گرفتند - نيازمند اتحاد و انسجام و حضور و تلاش براى رساندن ايران اسلامى به قله هاى پيشرفت و تعالى همه جانبه هستند و انتخابات مجلس هشتم فرصتى ديگر و آزمونى فرارو. به اميد سربلندى ايران اسلامى و تحقق آرمان هاى متعالى شهدا و امام شهدا.

دوم-آقای محمدرضا مشایخی از دوستان دانشگاه علامه هم در وبلاگش گزارش مفصلی نوشت:

 بوی بهشت

و دیروز می شد بوی بهشت را در کنار شهدا استشمام کرد، نه بوي گلاب و... بوي شهدا، بوي بهشت.
 

از اربعین سال ۸۶ دانشگاه علم و صنعت برگ جدیدی از تاريخ خود را آغاز كرد. اين دانشگاه كه از سال ۱۳۰۸ تاسيس شده است پيش از انقلاب مفاسد زيادي را به خود ديد(البته اين روزها با حضور عده اي دانشجونما مفاسدي جديد در آن روي مي دهد) اما زین بعد اين دانشگاه با بركت شهدا زنده خواهد بود و بيدار.

 

بيدار از خواب غفلت.

 

و دیروز با حضور ده ها هزار نفر(این عکس تنها گوشه ای از برادران نمازگزاری است که بر پیکر شهدا نماز می خوانند و خواهران در جای دیگرند و این عکس) از مردم انقلابي كه بيشتر آن ها را دانشجويان تشكيل مي دادند شهدا با شكوه هر چه بيشتر به خاك سپرده شدند(و ديگر كسي ياراي مخالفت با آن را نداشت)

 

و در اربعین سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی تشيع كنندگان پيكر شهدا زيارت اربعين امام حسين(ع) را در تهران انجام دادند و چه بسا بيش از زائراني كه در كربلا بودند، مورد عنايت قرار گرفتند(حاج سعيد حداديان هم در اين مراسم حضور داشت و گفت: من تا حالا براي شهداي زيادي نماز ميت خوانده ام اما اين بار با آن ها متفاوت بود)

 

اي كاش بوديد و گريه نمازگزاران بر پيكر شهدا را در هنگام نماز مي ديد. و اصلاْ فکر نمی کردم چنان جو معنوی را و الحمدلله

 

ايمان دارم تا چنين جواناني هستند، انقلاب از همه حوادثي كه دشمنان مي آفرينند، مصون است.

 

و چه زيبا بود در كنار شهدا مي خوانديم: "ياد امام و شهدا..." "شهادت، شهادت همه آرزومه..."

 

تشيع پيكر پاك 5 شهيد گمنام از ميدان نبوت تا دانشگاه علم و صنعت تشيع 5 شهيد گمنام توسط دانشجويان حسيني در اربعين حسيني

 

 

 

دانشجويان به شهدا مي انديشند و خود كه آيا به آن ها ملحق مي شوندمحل خاكسپاري شهدا كه دانشجويان با پاي برهنه در حال آماده كردن مزار هستند

 

و خواهراني كه همچون زينب در روز اربعين آمده بودند تا...

 

گزارش تصويري فارس  گزارش تصويري ايرنا  گزارش تصويري ايسنا

شما را به خدا شهدا را فراموش نكنيد
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 21:18  توسط سوله نشین  | 

 

احتمالا مي دانيد كه قرار است فردا 9 صبح مراسم تشييع و تدفين شهدا در دانشگاه برگزار شود. فردا شب هم دعای کمیل در دانشگاه توسط حاج منصور برگزار می شود.

 

اما اين را هم اضافه كنم كه سر جاي سوله، خيمه شهدا براي برگزاري نماز جماعت و دعا برپا شده است. گفتم برخی دوستان (اسمشان را نمی آورم) خبردار باشند اگر می خواهند توبه کنند می توانند به جاي نمازهايي كه در سوله قضا شده (به خصوص نماز صبحشان) بيايند نمازهايشان را بخوانند.

 

ضمنا برخی اعتقاد دارند نمازهایی که آنجا خواندید چون در جای غصبی بوده نمازها باطل بوده.

 

و العاقبه للمتقین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:3  توسط هادی سلیمانی  | 

اربعین حسین علیه السلام - تشییع لاله های بی نشان - پنج شنبه - ۸ اسفند - جای سابق من - به همه خبر بدید - یادتون نره ها - منتظرم - یا علی 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 9:19  توسط سوله  |