یادم می آید برنامه ریزی حرکتی مشابه اخراج سعید حبیبی صورت گرفت که ان هم مربوط به حمله کلنگی علی اصغر بهشتی معاون دانشجویی وقت به سوله بود که ان هم با تدبیر!؟ حاج رضا به هم خورد و عملیاتی نشد.
در برنامه سخنرانی حاج رضا که می خواست این حرکت برنامه ریزی تکرار نشود بازی گوشی های رضا شهبازی و محمد رضا حسینی با گوشی تلفن بیسیم سینوس 42 بسیج توجه همه را جلب کرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:8 توسط روح اله حدادی میدانی
|
اخراج سعید حبیبی به روایت رضا شریفی یکی از بچه های انجمن
"واحد سياسي تصميم به برگزاري تريبون
آزادي در روز 5 مهرماه 77 گرفت. در اين تريبون آزاد سعيد حبيبي با توجه به
نزديكي انتخابات خبرگان مطالبي گفت كه به مذاق گروهي از نيروهاي مخالف
انجمن خوش نيامد و درضمن بهانه مناسبي براي علني شدن مخالفتها شد.
بنابراين فرداي آن روز ...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 11:11 توسط سوله نشین
|
نوشته رضا rz_556182@yahoo.com :
يادم نميره يكي از بچه ها روزنامه اي رو لوله كرده بود و از آمفي تئاتر شهيد بهرامي تا درب دانشگاه تلاش وافري كرد تا ضربه اي رو حواله اون يارو كنه اما موفق نشد. شايد جمعيتي حدود 400 نفر شخص اخراجي رو احاطه كرده بودن. شعارها هم جالب بود. بنده خدا رو كه سوار ماشين كردن همه شعار مي دادن منافق برو گم شو.
منتظر خاطرات ديگر دوستان هستيم . . . .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 8:52 توسط ابوالفضل(بابک) بردبار مدبّر
|
قال رسول. عين:
پشت ویلچر محمود فارسی رو گرفته بودم و مثل بچه مثبتها داشتم در مورد مسائل اتفاق افتاده صحبت میکردم که یـــــــی هـــــــو محمود داد زد:"رسول! لامصب هل بده بریم دفتر رییس دانشگاه ببینیم اینا جه غلطی می کنند؟" من هم فرصت و مناسب دیدم قبل از اینکه محمود پشیمان بشه با تمام سرعت به سمت ساختمان ریاست ویلچر را هل دادم حالا نمیدانم در این فاصله محمود پشیمان شده بود یا نه؟ ولی مگه ادم عاقل یه همچین فرصتی را از دست میدهد. حالا ماجرای بالا رفتن و امدن بچه ها بماند اما نکته اینجاست که وسط جلسه اجباری و تحمیلی با رییس دانشگاه که هر کسی سعی میکرد با شدت و حدت بیشتری صحبت بکنه تا مثلا انقلابی تر باشه، محمود فارسی یکی از بچه ها را با اشاره خواست. اون بنده خدا هم فکر میکرد حتما خیلی ادم مهمی است که تو اون هیر و ویر محمود باش کار خصوصی دارد با یک عزت و ابهتی از اون ور میز اومد پیش محمود و گوشش و آورد کنار سر محمود که مثلا صحبت محرمانه است. منهم کنار دست محمود نشسته بودم و کنجکاو. که شنیدم محمود با خوسنردی گفت:".... یه بوس بده بینیم بابا!!!!!!"
لطفا اونايي كه اكانت دارند مستقيم تو صفحه اصلي بنويسند.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 19:14 توسط ابوالفضل(بابک) بردبار مدبّر
|
آقا ايوب چشم:
قضيه را ميشه اينجوري شروع كرد:
آخر جلسه فرهنگي هفتگي بسيج بود. به نظرم داشتيم شام بيرون كانيكس سيب زميني و تخم مرغ ميزديم. حدود 20 نفري شركت كننده داشتيم. يادش بخير مرحوم حاج آقا اسكندري ( دوست نزديك حاج آقا ثمري) سخنران بود و داشت با ما شام ميخورد. كه ....
يهو ديديم احمد مش. صدا ميزنه كه بيايد محمود ف. ميخواد بره دفتر رئيس دانشگاه. چرا؟؟؟؟؟
بخاطر سخنراني امروز حب. در آمفي تئاتر شهيد بهرامي .......
شما هم هرچي يادتون مياد تو نظرات بنويسد .....
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 17:27 توسط ابوالفضل(بابک) بردبار مدبّر
|
امروز دهمين سالگرد واقعه 1377.7.7 در دانشگاه علم وصنعت ايران است.
از همه دوستان خواهشمند است خاطرات خود از آن ماجرا را براي ثبت در تاريخ و انتقال تجربيات يا شخصا در وبلاگ بنويسند و يا ايميل كنند تا در پرونده ويژه اي به همين مناسبت درج شود.
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:55 توسط سوله نشین
|
باسمه تعالی
باطلاع برادران و خواهران گرامی می رساند:
سومین گردهمایی دانشجویان و دانش آموختگان
دانشگاه علم و صنعت ایران
زمان دوشنبه هشتم مهرماه ۱۳۸۷ -همزمان با نماز مغرب و عشا
مکان: دانشگاه علم و صنعت ایران (نماز جماعت: مسجد الشهدای دانشگاه / افطار: مجتمع امام خمینی -ره)

بدینوسیله از همه برادران و خواهران دعوت می شود در برنامه مذکور حضور بهم رسانند.
برای کسب اطلاعت بیشتر با جناب آقای دانش طلب و سرکار خانم رضوی تماس حاصل فرمایید. التماس دعا
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 23:17 توسط وحید خاوئی
|
به همین سادگی -هر چند که اسم فیلم قشنگی بود، اما منظورم آن فیلم نیست- ۱۵ ماه گذشت.
۱۵ ماه از یک فکر اولیه و ابتدایی که برای یادآوری دوران سوله یک وبلاگ راه بیافتد و حالا آن فكر اوليه تبديل شده به راه حل و وسيله اي براي برخي مسائلي كه با آنها روبرو هستيم.
مي شود امروز گفت كه اين وبلاگ وسيله اي خواهد بود براي تجديد خاطرات دوران دانشجويي،رفع شبهات،ارتباط گيري بچه ها،ثبت خاطرات،انتقال فرهنگ و ارتباط با نسل جديد دانشجويان مذهبي علم و صنعت ؛ كم اينكه اكنون كم وبيش اينگونه است، البته به شرط همت و عزم و همراهي و مشاركت همه دوستان.
اخيرا ايميل حدود ۲۰۰ تا از بچه ها رو گير آورديم و براشون ميل زديم كه هم سوله رو بشناشند و هم درباره آن نظر بدهند و مهمتر اينكه در اهداف اين وبلاگ مشاركت كنند.
ضمنا دوستان اگر ايميل بقيه رفقا را هم دارند براي ما بفرستند كه بانك اطلاعاتي را تكميل كنيم.
آدرس ايميل وبلاگ: SolehBasij@gmail.com
يا علي مدد
در اين روزهاي آخر ماه رمضان براي عاقبت بخيري همديگر دعا كنيم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 17:23 توسط سوله نشین
|