|
سوله با همت ما جاودانه است
|

بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خيلى خوشحالم و خداوند را شاكرم كه امروز توفيق پيدا كرديم در اين دانشگاه بزرگ و مهم در جمع شما عزيزان حضور پيدا كنيم. هم دانشجويان عزيز تشريف داريد، هم اساتيد محترم و مسئولان اين دانشگاه. و بحمداللَّه دانشگاه علم و صنعت جزو دانشگاههائى است كه هم افتخارات علمى دارد، هم افتخارات انقلابى. اگر ما يكى از وظائف مهم دانشگاهها را عبارت بدانيم از تربيت نيروهاى صالح، برجسته، مفيد براى ادارهى بخشهائى از كشور و حضور تأثيرگذار در قضاياى كشور - كه همين هم هست؛ يقيناً يكى از وظائف دانشگاهها اين است - دانشگاه شما در اين بخش يكى از پيشرفتهترين و پيشروترين دانشگاههاست. فهرست طولانىاى را ميتوان شمرد از متخرجين اين دانشگاه كه در بخشهاى مختلف كشور در طول اين سالها نقشهاى مهمى ايفا كردهاند. حالا به عنوان نمونه، چون نام و ياد شهيدان هم در اين جلسه بر زبان دوستان رفت، من هم عرض بكنم همين سردار عالىمقام، جاويد نشان، آقاى حاج احمد متوسليان كه من از نزديك اين مرد برجسته را ميشناختم و كار او، روحيهى او و تلاش او را ديدهام و او يكى از برجستگان دفاع مقدس بود - به نظر من بخصوص شما جوانهاى عزيز، شرح حال اين برجستگان را كه خيلى درسها به ما مىآموزد، بخوانيد؛ خصوصاً در آن بخشى كه مربوط به عمليات اين سردار عزيز هست؛ چه در غرب، چه در فتحالمبين، چه در بيتالمقدس - و نام اين شهيد محمود شهبازى كه به طور متصل با اين مرد بزرگ همراه است، اينها از افتخارات بزرگ و از متخرجين اين دانشگاهند. امروز هم كه بحمداللَّه رئيس جمهور انقلابى، متعهد، كارآمد، فعال و شجاع هم جزو دانشجويان اين دانشگاه و هم جزو اساتيد اين دانشگاه بوده. اينها براى اين دانشگاه سوابق بسيار خوب و برجستهاى است
يا علي جان مقتداي من تويي

عكس هاي خبرگزاري مهر از حضور سبز رهبر معظم انقلاب حفظه الله در فيضيه دانشگاه ها؛ علم و صنعت را در لينك هاي يك و دو و سه ببينيد.
آقا - روحي فداه - امروز صبح بعد از 20 سال(حضور قبلي آقا در دانشگاه ما مربوط به سال 67 و رياست جمهوري ايشان بود) يكبار ديگر به دانشگاه علم و صنعت ايران افتخار حضور دادند.

جاي همه دوستان خالي بود.
بخصوص اون لحظه اي كه در بدو ورود آقا تشريف بردند سر مزار 5 شهيد گمنام در دانشگاه. ميدانيد كه كجا رو ميگويم؟ همان جايي كه "شاه سلطان حسين" هاي 2خردادي به خيال خام خودشان با خراب كردن سوله بسيج فكر مي كردند مي توانند اثرات هويت انقلابي و اسلامي در دانشجويان علم و صنعتي را از بين ببرند اما چندي بعد زمين سوله، آغوش جاودانه 5 سردار فداكار و گمنام اسلام و انقلاب شد تا همچون پرچمي بر افراشته براي ابد بر پيشاني دانشگاه علم وصنعت ايران فرياد بزند كه ما از آرمانهاي بلند و الهي امام روح الله هيچگاه دست بر نخواهيم داشت.
گفته بودم چوبیایی غم دل با توبگویم
حیف باشد تو بیایی سخن از غم برود
...... برسرمن، سالها در خانه ات منتظرباشی وخون دل بخوری.
امروزپیامکی به دستم رسید که از خواندنش هاج وواج در جایم خشکم زد.
اعتراف می کنم از شنیدن خبر ناراحت شدم.
اعتراف میکنم .....
ای دوستان فراموش کار کم همت؛ آخرکی گفته که شبکه ارتباطی حزب اللهی ها وبسیج قویه هر کی گفته حرف مفت زده.
امروزعزیزدل همه ما، جان ما، عشق ما، امام ما ومراد ما؛ کسی که سالها منتظرش بودیم وبه عشقش خون دل خوردیم وجان کندیم؛ به خانه ما تشریف آوردند وکسی در آن جمع به یاد من نبود.
اعتراف میکنم این فراموشی از بی توفیقی من است اما مگر این وبلاگ خراب شده چه کارایی بهتر از این می توانست داشته باشد که به سوله ای ها وبچه های بسیج ولوقدری قدیمی، تشریف فرمایی حضرت آقا را اطلاع رسانی کند.
از امروز بهتر است این وبلاگ بی مصرف یا تعطیل شود یا دوستان فکر جدی درباره ادامه کار آن بکنند.
امروز اگر هر کدام از آنها که برای هر تجمع و برنامه ایی صد تا پیامک برایم می فرستادند دم دستم بودند، بابت این بی خبرماندم یک کتک مفصل بهشان می زدم.

دانشجويان: "آیا شما با درآمد پنج هزار تومان در ماه می توانید خانواده خود را اداره نمائید؟"
حضرت آقا" :نه ! جواب این است که نه ، من وخانواده ام کلاً ده نفریم ، 10 نفر معلومه که با 5 هزار تومان نمی توانیم اداره کنیم . 9 نفر خودمانیم ، غالباً هم یک نفر به ما اضافه می شود ، 10 نفر خانوادۀ ماست . من از این وضعیت خوشحالم و یکی از افتخارات من این است که زندگی ام مثل زندگی مردم عادی اداره میشود . من روی موکت می نشینم ، زندگی داخل منزل من ، خورد و خوراک من مثل زندگی افراد متوسط ، بلکه یک ذره پائین تر از متوسط است . وضع زندگی خانوادگی من ، وضع خانوادگی تجمّل آمیز نیست ، ازاین قضایا تجملات همواره گریخته ام . نه فکر کنید امروز بلکه خوشبختانه این را من از پیش از انقلاب تمرین کردم ، سالهای متمادی و از این جهت خوشحالم و زندگیم ساده است . اما 5 هزار تومان انصافاً خیلی کم است ! »